کارفرما : ستاد فاوا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
خلاصه پروژه (شامل بیان مسئله و شرح مختصر انجام پروژه)
امروزه محور توسعه اقتصادي، صنعتي، نظامي و حتي اجتماعي کشورها درگرو صنايع و فناوریهای پيشرفتهاي است که عمدتاً محصولات آنها در رشد و توسعه سایر صنایع نقش بسزایی دارد. فناوري ميکروالکترونيک يکي از اين صنايع پيشرفته است که به توليد ادوات الکترونيکي در ابعاد يک ميليونيم متر و يا کمتر اختصاص دارد. اين فناوري کاربردهاي بسياري در صنايع دفاع ملي، مخابراتي، پزشکي، انرژي، خودروسازي و غيره دارد.
صنعت نیمههادی مجموعه شرکتهایی را که در طراحی و ساخت وسایل نیمههادی نقش دارند دربر میگیرد. از سال 1960 تاکنون صنعت نیمههادی تبدیل به یک کسبوکار رایج شده است و امروزه صنعت نیمههادی به یک صنعت 336 میلیارد دلاری تبدیلشده است.
ازآنجاکه نیمههادیها و فناوریهای توانمند ساز آنها در سراسر کاربردهای مرتبط با مشتریان، صنعت و دولت فراگیر شده است، عملکرد فروش جهانی صنعت نیمههادیها به شکل زیادی به رشد تولید ناخالص جهانی گرهخورده است. درواقع نیمههادیها در جنبههای مختلف زندگی و در جهان کاربرد فراوانی دارند و بهبود وضعیت محیط اقتصاد کلان که در رشد تولید ناخالص داخلی متبلور میشود میتواند بر فروش نیمههادیها تأثیر مثبتی بگذارد.
با توجه به اهمیت صنعت میکروالکترونیک به عنوان یکی از محرک های اقتصاد و سایر صنایع، در این پروژه تلاش شد تا سند توسعه این صنعت به شکل روشنی تدوین شود. برای این کار مطالعه اسناد بالادستی و تبیین چشم انداز این سند در کشور شروع شد و در راستای آن، اسناد بالادستی همچون سند چشمانداز 1404، برنامه چهارم توسعه، برنامه پنجم توسعه، نقشه جامع علمی کشور مرور گردید. همچنین برنامهها و پیشنهادهایی که برای تدوین برنامه ششم توسعه ارائهشده است نیز، موردتوجه قرارگرفت تا با مرور اسناد بالادستی و شناسایی جایگاه صنعت نیمههادی در این اسناد، برنامههای تدوینشده برای توسعه این صنعت مطابق با سیاستهای کلان و جهتگیری کلی نظام باشد.
در ادامه حدود ثغور فناوری میکروالکترونیک تشریح شد تا نشان دهد سند حاضر چه تعریفی از صنعت میکروالترونیک دارد و چه حوزه ها و قلمروهایی را در نظر میگیرد. سپس تاریخچه این صنعت در ایران مورد بررسی و جمع بندی قرار گرفت.
سپس زنجیره ارزش صنعت میکروالترونیک مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که در هر یک از حلقه های این زنجیره چه شرکت هایی وجود دارند و هر یک از این شرکت ها چند درصد از بازار را در اختیار دارد. این کار به شناسایی نقاط ورود کشور با توجه به پتانسیل های داخلی و رقابت بین المللی که در هر یک از حلقه های زنجیره ارزش وجود دارد کمک می کرد. سپس مطابق با حلقه های زنجیره ارزش، پتانسیل های داخلی در هر یک از حلقه های زنجیره ارزش مشخص گردید. بعد ازآن نیز پتانسیل ها با میزان رقابت و توانمندی شرکت های بین المللی مورد مقایسه قرار گرفت تا مشخص شود در کدام حلقه از زنجیره ارزش امکان ورود وجود دارد.
سپس متناسب با مفهوم نظام نوآوری بخشی، تلاش شد تا با یک نگاه بخشی به صنعت میکروالکترونیک، عناصر ساختاری و کارکردی نظام نوآوری بخشی این صنعت شناسایی شود. همچنین در ادامه نیز با استفاده از نگاشت نهادی، بازیگران اصلی این صنعت شناسایی شدند. شناسایی بازیگران و ذی نفعان از آن جهت حائز اهمیت بود که سبب میشد تا اقداماتی که در راستای اجرای استراتژی ها سند توسعه تدوین میگردند، به طور کاملا شفاف به بازیگران و ذی نفعان مرتبط تخصیص داده شود.
درگام بعدی با استفاده از مفهوم هوشمندی رقابتی، تلاش شد تا فناوری های آینده، در این صنعت شناسایی شود. با توجه به نظرات متخصصان و خبرگان ، به دلیل رقابت بالای موجود در این صنعت، امکان ورود به بازار رقابتی محصولات میکروالکترونیک که هم اکنون در مقیاس صنعتی در حال تولید هستند وجود ندارد. از این رو، برای ایجاد روزنه ای برای ورود به این صنعت، باید فناوری های آینده شناسایی شود و امکان ورود در این فناوری ها مورد بررسی قرار بگیرد. باید توجه داشت که صنعت میکروالکترونیک در ایران نسبت به فناوری های بالغ شده قابلیت رقابت ندارد اما نسبت به فناوری هایی که هنوز در مرحله تحقیق و توسعه هستند، فاصله چندانی با سایر کشورهای دنیا ندارد. از این رو در پژوهش حاضر تحلیل های هوشمندی رقابتی بر روی بازار محصولات نیمه هادی انجام گرفت.
بازار محصولات نیمه هادی به هفت دسته اصلی تقیسم می شود که عبارتند از: (۱) بخش صنعت،(۲) بخش نظامی، امنیتی و دولتی، (۳) بخش بهداشت و سلامت، (۴) بخش حمل و نقل و خودرو ، (۵) بخش ارتباطات و مخابرات ، (۶) بخش محصولات مصرفی و (7) بخش انرژی. در پروژه مذکور، این هفت دسته مورد تحلیل قرار گرفت و امکان پذیری ورود در این صنایع مورد بررسی قرار گرفت.
در نهایت بعد از انجام مطالعات گسترده در زمینه فناوری میکروالکترونیک و حوزه های مختلف آن، چشم انداز 1404 صنعت میکروالکترونیک برای کشور تدوین شد. سپس نوبت به تدوین اقدامات و استراتژی ها برای دستیابی به این چشم انداز رسید. برای این کار، مطالعه گسترده ای در زمینه سیاست صنعتی و ابزار های آن صورت پذیرفت. نتایج این مطالعات از این جهت اهمیت داشت که سبب میشد تا مجموعه ای از اقدامات سیاستی متناسب با سیاست صنعتی فراهم شود. همچنین برای بررسی تجربه های موفق کشورها، مطالعه گسترده ای در زمینه همپایی (catch up) فناوری در کشورهایی که همزمان با ایران توسعه صنعت میکروالکترونیک را داشته اند و یا شرایطی نزدیک به ایران دارند انجام گرفت تا تجربه های موفق و اقدامات سیاستی انجام گرفته توسط این کشورها مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا کشورهای تایوان، کره جنوبی، چین، مالزی، هند و سنگاپور مورد مطالعه قرار گرفتند.
در پایان با توجه به مطالعات انجام شده، اقدامات سیاستی پیشنهادی در کارگروه های ستاد فاوا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به طور مستمر انجام گرفت و در نهایت بعد از جلسات و نشست های متعدد با خبرگان صنعت و دانشگاه، سند نهایی استخراج گردید.