روایت پردازی بازاریابی و روان شناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش روایتپردازی بازاریابی در پیوند با روانشناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار در توانمندسازی زنان و بازتعریف هویت آنان در بستر تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود. جامعه پژوهش تمامی متون، مقالات علمی، کتابها و پژوهشهای پیشین مرتبط با حوزههای بازاریابی روایی، روانشناسی فرهنگی، مطالعات زنان و بازارهای در حال گذار بود. نمونه پژوهش از منابع مکتوب و دیجیتالی که مستقیماً به موضوع روایتپردازی در زمینه بازاریابی و نقش آن در بازنمایی هویت و توانمندسازی زنان مرتبط بود، انتخاب شد.روش پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیلی بود. جهت گردآوری داده ها از مطالعه و تحلیل نظاممند منابع علمی، شامل مقالات، کتابها و پایگاههای معتبر استفاده شد. یافتهها نشان میدهد که بازاریابی روایی از طریق سه مکانیسم اصلی انتقال، همذاتپنداری و اصالت ، توانایی خلق پیوندهای عاطفی عمیق میان برند و مصرفکننده را دارد. همچنین در بافت بازارهای در حال گذار، این فرایند با چالشهای فرهنگی، اقتصادی و جنسیتی درهمتنیده است؛ و میتواند به بازنمایی نقشهای تازهای از زنان بهعنوان کنشگران فعال فرهنگی و اقتصادی منجر شود. از منظر روانشناسی فرهنگی، روایتهای معتبر و متناسب با بافت فرهنگی میتوانند خودکارآمدی، اعتمادبهنفس و جاهطلبی کارآفرینانه زنان را تقویت کرده و مسیر توانمندسازی فردی و اجتماعی آنان را هموار سازند. همچنین، یافتهها بیانگر آن است که فضای دیجیتال و رسانههای اجتماعی، بستر مؤثری برای مشارکت مستقیم زنان در خلق روایتها و برندسازی شخصی فراهم میآورند. در نهایت، میتوان گزارش که موفقیت بازاریابی روایی در جوامع در حال گذار وابسته به اصالت فرهنگی، حساسیت جنسیتی و مشارکت فعال زنان در تولید روایتها است.